دات نت نیوک
ناشر: قالب:
 
کتاب از آخر مجلس اثر میلاد عرفان پور

از آخر مجلس

  • میلاد عرفان پور
  • ناشر: شهرستان ادب
  • تعداد صفحات: 88
  • سال انتشار: 1396
  • شمارگان: 1100
  • مجموع شمارگان: 7000
  • نوبت چاپ: هفتم
  • قیمت: 5500 تومان


معرفی کتاب:

 انتشارات شهرستان ادب درنمایشگاه کتاب امسال،بسیاری از کتاب های تازه خود را رونمایی کرد.از جمله کتاب "از آخر مجلس" تازه ترین اثر میلاد عرفان پور،شاعر جوان و خوش ذوق کشورمان،که با استقبال چشمگیری رو به رو شده است. شهرستان ادب این کتاب را برای اولین بار در بهار94 با شمارگان1100 نسخه در88 صفحه و با قیمت5500تومان روانه بازار کرد. حدود یک ماه پیش بود که کلیپی ازیکی از دیدارهای رهبر انقلاب با خانواده‎های شهدا منتشر شد.  درآن دیدار، مقام معظم رهبری از حاضران،عکس شهید را طلب می‎کنند؛ با مشاهده عکس شهید، چشمانشان به  رباعی زیر عکس می‎افتد و در همان خوانش نخست، شعر را برای جمع قرائت می‎کنند. رهبر معظم انقلاب با خواندن سطر آخر رباعی ناگهان منقلب می‎شوند و اشک از چشمانشان جاری  می‎شود.  

«ما سینه زدیم و بی‌صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند​
ما مدعیان صفِ اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند»  

پس از این واقعه، رهبر انقلاب نام شاعر را از حاضران می‎پرسند اما کسی از این نام اطلاعی نداشته است. سرانجام رهبری از خانوادۀ شهید می‎خواهند تا این قاب به‎یادگار نزدشان بماند.   به تازگی نیز کلیپی از این دیدار در سایت موسسه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب ، با عنوان «در آرزوی شهادت» منتشر شد. با بازنشرهای پیاپیِ این ویدئوی زیبا و تأثیرگذار و نیز پخش مکررش از بعضی شبکه‎های تلویزیونی همچون شبکۀ «افق»  و استقبال مخاطبان از این کلیپ در سایتها و شبکه های اجتماعی پرسش از نام شاعر بار دیگر مخصوصا برای دوست‎داران ادبیات به ‎طور جدی مطرح شد. شاعر این شعر کسی نبود جز عرفان پور. میلاد عرفان پور کتاب "از آخر مجلس" را در چهار فصل و یا به قول نوشته کتاب در چهار دفتر تنظیم کرده است. عرفان پور کتاب را اینگونه آغاز می کند:«پیشکش به همه شهیدان،14 شهید رهپویان وصال،و حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد،که مرا با آسمان آشنا کرد.» «باغی درحوالی من» نام فصل اول کتاب است.فصل اول کتاب مشتمل بر 7غزل عرفان پور است.عرفان پور در فصل اول سعی کرده است شعرهایش بیشتر رنگ و بوی زمانه حال را بدهد و گوشه چشمی هم به مسئله شهادت دارد.شاهکار عرفانپور در این فصل در غزل «یوسف ها» به چشم می خورد. فصل دوم را که می توان اصلی ترین فصل کتاب نامید،«سفارش از دل» نام دارد.عرفان پور در این فصل درد دل و دلنوشته های خود را به صورت شعر درآورده است.این فصل مشتمل بر 15 شعر است.با این فصل از کتاب به راحتی می توان ارتباط برقرار کرد.نقطه اوج این فصل،شعر «در آرزوی شهادت» است.همان رباعی معروف که پیشتر درباره آن صحبت کردیم و پشت جلد کتاب هم نوشته شده است.در این فصل هم مسئله شهادت در اشعار موج می زند.مانند غزل «تکلیف باران» که برای شهید احمدی روشن سروده شده است.عرفان پور در بیت آخر همین شعر می گوید:                                  

«مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود
مردهای مرد را آغاز و پایان، روشن است»

«فصلی از نیمایی ها»نام فصل سوم کتاب است.فصلی سرشار از عاطفه و احساسات عرفانپور.بخش   اعظم این فصل را شعری به نامِ «نیمایی پیوسته شعر انقلاب»تشکیل داده است.شعری که14 جزءِ دارد و مطلع هرقسمت،عبارت «راستی شعر انقلاب چیست؟» است. فصل آخر کتاب را هم «فصلی از رباعی های تازه» تشکیل داده است. عرفان پور که به قالب رباعی شهرت دارد،در فصل آخر سعی کرده است،تازه ترین رباعی های خود را در این فصل بگنجاند.این فصل از کتاب با رباعی «دیدار» به پایان می رسد.

«ما بی‌تو حیات را اسارت خواندیم
جان را به زیارت شهادت خواندیم
از راه رسید با عبایی بر دوش
با مرگ، نمازی به جماعت خواندیم»

کتاب "از آخر مجلس" جزءِ معدود کتاب هایی بود که در یک سال گذشته حال مرا خوب کرد.به طوری که هر زمانی که این کتاب را در دست گرفتم و شعری از آن را خواندم،به راحتی توانستم با شعر رابطه برقرار کنم و لذت ببرم.حیفم آمد غزل «یوسف ها» را در آخر ننویسم:       

   
« به سیل اشک باید شست راه کاروان‌ها را
هنوز از جبهه می‌آرند تابوت جوان‌ها را

کدامین کاروان، آهنگِ یوسف با خودش دارد
غم ابرو کمان‌ها می‌نوازد قد کمان‌ها را

نه پیراهن به تن مانده، نه بوی پیرهن مانده
امان از این چنین داغی که می‌برد امان‌ها را

به ما با چشم و ابرو گفته بودند از چنین روزی
ولی باور نمی‌کردیم این خط و نشان‌ها را

به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودند
همانانی که با خود می‌برند این استخوان‌ها را

اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه، با چه اعجازی
میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را

خبر دادند یوسف‌ها به کنعان باز می‌گردند
ندانستیم با تابوت می‌آرند آن ها را

به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند
خدا از شانه مردم نگیرد این تکان‌ها را»

 طاها دولت‎آبادی


867 بازدید 5 امتیاز با 3 رای
  • Currently 5/5 Stars.
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5