باز هم براي مصطفاي شهيد

میلاد عرفان پور

15 دی 1395 19:40 | 0 نظر | 1307 بازدید
Article Rating | امتیاز: با 0 رای
خلق اثر فاخر در هریك از رشته ها می تواند مقدمه ی خلق آثار در رشته های دیگر شود. مستند زیبای
«لبه روشنایی»كه روایت تازه ای از شهید احمدی روشن داشت باز مرا به سرودن برای آن بزرگ
 واداشت.احساس می كنم در مقابل آن شهید هیچ ندارم جز توان سرودن.

 غزلی برای شهید بزرگوار، مصطفی احمدی روشن


بی تو بالابلند! دلتنگیم! از هوای بهشتی­ات چه خبر؟
خبر از دوردورها داری، دل ما نیز با تو رفته سفر

با مینی بوس خسته­ی پدرت ، سفر تو شروع شد آری
سفر تو شروع شد با رنج، با همان لقمه­ی حلال پدر

در عرق­ریز روزهای جهاد، خم به ابروی خود نیاوردی
كمر دشمنان تو خم شد، بس كه خوردند از تو خون جگر

زیستی با حكایتی زیبا، درهوای شهادتی زیبا
ماندن تو چقدر زیبا بود، رفتن تو چقدر زیباتر

وای بر ما كه كم گذاشته ایم، سر به بالین غم گذاشته ایم
دل ندادیم ساعتی به حضور، تن ندادیم لحظه­ای به خطر

خوش به حال تو كه رشید شدی، امتحان داده روسپید شدی
خوش به حال تو كه شهید شدی ، خوش به حال تو لحظه ی آخر!

ای دل بی­قرار ناآرام، دیگر آرام شو! خدا قوت!
بی گمان دیده ای امامت را، چه خداقوتی از این بهتر؟!

تاب، خالی ...علیرضا بی تاب ...خانه خاموش مانده بعد از تو
خانه خاموش مانده اما نه...باز شاید تویی...صدای در...
امتیاز دهید:
نظرات

Website

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.